همزمان با پیشرفت صنعتی، تکنولوژیکی و مهندسی، نیازمندی برای رسیدن به جایگاهی که باور توسعه پایدار را در کلیه محورهای اقتصادی، محیط زیستی، فرهنگی و اجتماعی برای صنعت ایجاد نماید افزایش یافته است. آنچه که اهمیت مسأله مورد نظر را بیش از پیش مهم می دارد، موضوع توجه به استراتژی های بهداشت، ایمنی و محیط زیست  ( HSE )برای توسعه پایدار صنایع بخصوص صنایع استراتژیکی همچون نفت، گاز و پتروشیمی در کشور است. موضوع استراتژی های HSE و به عبارتی دقیق تر مدیریت استراتژیک HSE جزو زمینه های جدید و نوظهور در کشور و حتی در جهان به شمار می رود. در ایران نیز، امروزه بسیاری از سازمان ها بخصوص در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی نسبت به امکانسنجی، تدوین و استقرار سیستم های مدیریت بر مبنای HSE اقدام نموده اند، اما هیچگونه برنامه ریزی استراتژیکی در این خصوص دیده نشده است و تصمیم گیری ها در حد واکنش های امکان پذیر در زمان حال است. بمنظور ایجاد زیر ساخت های لازم و جهت گیری برای استفاده از مکانیزم برنامه ریزی، مدیریت استراتژیک بعنوان یکی از موثرترین رویکرد مدیریتی جایگاه ویژه در سازمانهای بزرگ و کوچک پیدا نموده است. درحال حاضر اکثر پروژه های مدیریتی در سطح دنیا ماهیت برنامه ریزی داشته و واژه استراتژیک در ادبیات بسیاری از دست اندرکاران مشهود است اما در سازمانهای داخل کشورما توجه ونگرش کمتری به زیر ساخت های استراتژیک می گردد. لذا بعلت عدم حمایت مناسب و درک درست در انجام پروژه ها فعالیتهای انجام پذیرفته چندان موثر نبوده و مباحث مدیریتی استراتژیک بصورت کتابخانه در سازمانها در آمده و از رویکرد مناسب در سازمانها خبری نیست.

برنامه ریزی استراتژیک فرآیندی است که عموم شرکتها از آن جهت هدایت و پیش برد برنامه ها و فعالیتهای خود با افق بلند مدت و در جهت دستیابی باهداف و تحقق ماموریتهای سازمانی خود بهره می گیرند در حال حاضر که این برنامه ریزیها مورد استقبال سازمانها قرار گرفته است. لذا چنانچه استراتژی بدرستی تدوین گردد و بصورت صحیح و بموقع اجراء گردد؛ مسیر تعالی و تحقق رویاهای سازمان تحقق می یابد. برنامه ریزی استراتژیک، با بررسی محیط خارجی و داخلی سازمان، فرصت ها و تهدیدهای محیطی و نقاط قوت و ضعف داخلی را شناسایی می کند و با درنظر داشتن ماموریت و اهداف بلند مدت سازمان و برای دستیابی باین اهداف از بین گزینه های استراتژیک اقدام بانتخاب استراتژیهای روز می نماید امروزه سازمانها با هر اندازه ای با تغییرات و تحولات سریعی مواجه می باشند و باید فعالیتهای خود را طوری برنامه ریزی و هدایت نمایند که در محیط رقابتی موفقیت کسب نموده و تداوم حیات داشته باشند با توجه به مفهوم برنامه ریزی استراتژیک، این امر مستلزم بکارگیری از این نوع برنامه ریزی است. سطوح برنامه ریزی استراتژیک در نمودار زیر نمایش داده شده است.

 

سطوح برنامه ريزی استراتژيک

 

برخلاف برنامه ریزی سنتی که در آن آرمانها و اهداف تعیین می شوند، هدف برنامه ریزی استراتژیک، تبیین و تدوین استراتژی است. امروزه به دلیل پیچیدگی در عناصر محیط خارج و ارکان داخلی سازمان، مدیریت بر سازمانها پیچیده تر از گذشته شده و در نتیجه وظیفه مدیریت را خطیر نموده است .

برنامه ریزی استراتژیک، فرایند بررسی موقعیت فعلی و مسیر آینده سازمان، تنظیم اهداف، تدوین استراتژی برای تحقق و اندازه گیری نتایج اهداف بلندمدت سازمان و انتخاب فعالیتهای لازم برای تحقق آنها در جهت تجهیز منابع سازمان و وحدت بخشیدن به تلاشهای سازمانی برای نیل به اهداف و رسالت بلندمدت با توجه به امکانات و محدودیتهای درونی و بیرونی است .

در حقیقت برنامه ریزی استراتژیک، ابزار مدیریتی توان مندی است که برای کمک به شرکتها طراحی می شود تا

آنها بصورت رقابتی خود را با تغییرات پیش بینی شده محیط تطبیق دهنده بویژه فرآیند برنامه ریزی استراتژیک یک نگرش و تجزیه و تحلیل از شرکت و محیط مربوطه به آن ارائه می نماید و شرایط فعلی سازمان را تشریح و عوامل کلیدی موثر بر موفقیت آنرا شناسایی می نماید.

شرکت پترو ایمن شریف با اجرای پروژه های مدیریت استراتژیک به سازمان ها در جهت تجهیز منابع سازمان  و  نیل به اهداف و رسالت بلند مدت خود با توجه به امکانات و محدودیت های درونی و بیرونی که دارند کمک نموده و برنامه یزی لازم را بیان می نماید. استراتژی HSE شرکت ملی گاز سمنان ایران از نمونه پروژه های به اتمام رسیده در این حوزه می­باشد. از جمله مزایای اجرای این پروژه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

  • برنامه ریزی استراتژیک هدایت کننده میباشد و جهت مسیر فعالیتها و عملیات سازمان را مشخص ساخته و بعنوان راهنمای سازمان عمل می نماید.
  • جهت گیری آینده، اولویت ها را مشخص نمود و تصمیمهای امروز را در پرتو پیامدهای آینده اتخاذ می نماید.
  • نقش هماهنگ کننده بین برنامه های عملیاتی سازمان را انجام می دهد و اقدامات واحدهای مختلف را در یک مسیر قرار می دهد.
  • با اوضاع و شرایطی که بسرعت دستخوش تغییر میشوند به روش کارساز برخورد نموده و کار تیمی و تخصصی کارشناسی ایجاد می نماید.
  • با نگرش بلند مدت به پیش بینی آینده می پردازد و ازاین رو اطلاعاتی را در خود دارد که برای اقدامات دراز مدت مدیران مفید میباشد.
  • پیش بینی استراتژیک در سراسر واحدهای سازمانی از جمله کلیه سیستمهای اداری میسر بوده و بجای اینکه عملی مکانیکی باشد نقش محوری افراد ، گروهها و نفوذ فرهنگ سازمانی را به رسمیت می شناسد.